السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
11
تفسير هدايت (فارسى)
مىكند و به سوى كردار نيك مىراند ، و او را به كوشش و مجاهدت از راههاى درست ، به هدفهايش مىرساند ) . هيچ كس حتى اگر از خويشان آدمى باشد بار اعمال و سنگينى گناهان ديگرى را بر دوش نمىكشد ( اين حقيقت را كسى درك نمىكند و از گناه خويش نمىهراسد مگر آن كه ناديده از پروردگار خود پروا كند و نماز گزارد ( و با دادن زكات ) پاكيزه شود ) پيامبر تنها كسانى را بيم مىدهد كه از خدا مىترسند و نماز مىگزارند و تزكيه مىكنند و هر كه پاك شود براى خود پاك شده است . ( واجب است كه اين امر را به روشنى بفهميم و دريابيم كه كافر با مؤمن نيكوكار صالح برابر نيست ، زيرا چنين دريافت و شناختى در گزينش راه درست براى رسيدن به هدفها سهمى بسزا دارد ) . نابينا و بينا برابر نيستند ( پس كافر و مؤمن نيز برابر نباشند ) و تاريكى و روشنى برابر نيستند ( پس گمراهى كجا و رهيابى كجا ؟ ) و سايه و گرماى آفتاب يكسان نيست ( صلح و امنيت و عافيت بهتر از جنگ و ترس و بيمارى است ) و نيز زندگان ( يعنى آنان كه سخن خدا را مىشنوند و بدان زنده مىشوند ) با مردگان ( كه دلهايشان مرده است ) برابر نباشند . همانا خداوند پيامبر را فرستاد تا مردم را از عذابى سخت كه به ناباوران تكذيب كننده ( حق ) وارد مىشود ، بيم دهد ، هم چنان كه به ميان هر امّتى بيم دهندهاى فرستاد و به نيكوكاران مژده داد كه آنان را پاداشى است نيكو . ( محور سوّم در اين سوره ، چنان كه پيداست ، همان اشاره به اختلاف رنگ كوهها ، و رنگ افراد بشر و چارپايان و دامهاست ، و هشيارى و آگاهى عالمان نسبت به اشارههاى اين اختلاف . آنان برگزيدگانى هستند كه خدا بر پايه اختلاف درجاتشان كتاب خود را به ميراث آنان داد و پاداش نيكويشان نزد پروردگارشان است ، و شايد اين محور ، در بيان نمونهاى زنده از كسى كه به دنبال خشنودى پروردگار خود بوده و خدا او را به راه درست عزّت و توانگرى و پاداش نيك رهنمون شده ، به محور اوّل بپيوندد ) .